ولادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج )مبارک باد

حرمت انتظار

ما منتظران لحظه ديداريم 
از عطر گل محمدي (صلي الله عليه وآله وسلم) سرشاريم
 
اين حرمت و عزّت و سر افرازي را 
از حُرمت انتظار مهدي(عج) داریم

امام مهدى (عج) امیدى براى همه بن بست‏ها

اى مرد همیشه جوان!

كدام روز سپید از پشت كوه‏هاى روز مى‏آیى؟

كدام صبح صادق، خورشید را به كوچه‏هاى تنگ كاهگلى مى‏آورى؟

كدام روز فرشتگان نام تو را بر ماذنه‏ها فریاد مى‏كنند؟

كدام روز عیسى مسیح‏علیه السلام از هفت آسمان فرود مى‏آید و به قامت‏بلند تو اقتدا مى‏كند؟

كدام روز شاعران به جاى شعر نیایش مى‏خوانند؟

كدام روز بوى گرم نان سفره‏هاى كوچك مستضعفان را پر مى‏كند؟

كدام روز فلسفه چشم‏هاى تو تدریس مى‏شود؟

آخر اى آفتاب روشن اطمینان

نام تو آواز پر جبرئیل است، در گوش هوش زمان

هزار سال است كه هر غروب دلتنگ آدینه

به سمت ظهور تو نماز مى‏گذاریم

آیا صبح نزدیك نیست؟

چت با خدا

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::
.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟      
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم!  ...  توبه میكنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله

 

ولادت حضرت علی اکبر وروز جوان گرامی باد




ای قد تو سرو ریاض حسین(ع)

نور دل فاطمه(س) را نور عین

جوانی و به رهروان پیرعشق

اکبری و طنین تکبیر عشق

یم ؛ چو حبابی ست به پیش نَمَت

مسیح را چشم شفا از دمت

یوسف اگر روی تو را دیده بود

بساط حسن خویش برچیده بود

داغ دل لاله به صحرا تویی

مایه مجنونی لیلا تویی

حسین (ع) ؛ خود به عالمی دلبر است

وآنکه بَرَد دل ز حسین اکبر است

میلاد سید الساجدین مبارک باد

زینت عابدان

امام سجاد علیه‏السلام ، زینت عابدان و پیشوای بندگان پاک خداوند است. ابن عباس در این باره از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم روایت می‏کند که فرمود: «هرگاه روز قیامت شود، ندا دهنده‏ای در میان جمع اهل محشر ندا می‏دهد که مایه زینت عابدان کجاست. در آن هنگام، فرزندم، علی‏بن الحسین با کمال سرفرازی و سربلندی در محشر ظاهر  ومیان صفوف حرکت می کند می‏شود

ولادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام وروز جانباز مبارک باد

خدا را یافتی مسافر ؟؟


كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت. نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛  درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ وبی‌ره اورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...   مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت. و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهددید؛ جز آن‌ كه‌ باید.   مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود...   به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید.   مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.   درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.   درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری.اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت...   دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نكردم‌ و  تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!   درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...

سوم شعبان میلاد امام حسین وروز پاسدار مبارک باد